
ای علـی، ای آیت جـــــان، آمدی
آمدی، ای جان جانـــــــان، آمدی
ذات حق را جلوه گر چون آفتاب
دل فروز، از مشـــرق جان آمدی
کعبه از نور جمالت روشن است
کز حریم لطــــــــــف یزدان آمدی
ای ز تو، آییــــــن احمد در کمال
ای دلیل راه انســــــــــــان، آمدی
شهر بند عشق را، مفــــــتاح راز
تا گشــــایی راز قـــــــــــرآن آمدی
خاتم دین خـــــــدا را پاســـــــــدار
ای به حشمت چون سلیمان آمدی
تا بر افروزی چـــــراغ معرفــــت
در طریق علم و عرفــــــــان آمدی
یار با مظلوم و، با ظالم به جنــگ
رحـــــمتِ این، زحــمتِ آن، آمدی
برفراز قلــــــــه آزادگــــــــــــــــی
عالـــــم آرا، مهــــــــــر تابان آمدی
دردهای دردمــــــــندان را به لطف
ای طبیــــب جان، به درمان آمدی
تا بسوزی پرده های شـــــرک را
شعله آسا، گرم و سوزان آمــدی
ای ولی حق زمین را از فـــروغ
چون فلک، اختر به دامان آمدی
آسمان احمدی را، همچــــو مهر
سرکــشیده از گــــــــریبان آمدی
دست حق، آمد برون از آســتین
تا تو، ای بازوی ایمـــــان آمدی
موج خیز مکتب توحـــــــــید را
همچو مروارید غلـــــطان آمدی
قبـــــــله جان محــــــبان خـــــدا
مرحبا، ای شـــــیر یزدان آمدی
راه دور آري از راه
دور اشكهايت را پاك كند
تو را در آغوش كشد و نوازش پدرانه ي خود
را نثارت كند
چقدر زيباست دنياي كوچك من دنيايي كه در آن يك نفر
فقط يك نفر هست كه به داد دل تنهايت برسد!
خداوندا به حرمت اين عشق ملكوتي و پاك
تعداد اين انسانهاي انسان را زياد كن!!!
آنقدر زياد كه هيچ دلي بي همدرد نباشد .
هيچ اشكي روي گونه خشك نشود.
آري من با تمام عشقم و با تمام وجودم مي
گويم كه:
تو را دوست دارم اي همه خوبي همه پاكي!
و آن كسي كه مرا در نهايت غم به اوج شادي رساند
هيچكس نبود جز:
پدرم (تاج سرزمين
عشق)




